l96_stop-thinking
آبان ۲۴, ۱۳۹۵ اتمام نظردهی

تفکر موفق

نوشته شده توسط :hamidreza درآبان ۲۴, ۱۳۹۵

یک داستان زیبا[۱]

دهكده كوچك و زيبايي وجود داشت كه جاي خوبي براي زندگي بود. فقط يك مشكل داشت؛ اين كه در اين دهكده تا زماني كه باران نمي آمد، آبي وجود نداشت. ريش سفيدان دهكده براي اين كه مشكل را يك بار براي هميشه حل كنند، تصميم گرفتند ترتيبي بدهند كه آب به صورت روزانه به دهكده منتقل بشود. دو نفر داوطلبانه مسئوليت اين كار را برعهده گرفتند و قراردادي را مبني بر انجام آن به امضا رساندند. ريش سفيدان احساس مي­كردند كه ايجاد فضاي رقابتي به پايين نگه داشتن قيمت­ها كمك كرده و وجود ذخيره آب را تضمين می­كند.

يكي از اين دو نفر كه اد[۲] نام داشت، بلافاصله دست به كار شد؛ دو سطل گالوانيزه استيل خريد و به رفت و آمد در مسير منتهي به درياچه كه مسافتي در حدود يك مايل داشت، پرداخت. او از صبح تا غروب با دو سطل خود از درياچه آب مي­آورد و آن را در منبع بزرگي كه در دهكده ساخته شده بود، مي­ريخت. هر روز صبح، او مجبور بود پيش از همه مردم دهكده بيدار شود تا اطمينان پيدا كند كه آب كافي در دهكده وجود دارد. كار دشواري بود، اما اد از اين كه پول خوبي در مي­آورد و يك قرارداد انحصاري براي انجام اين كار داشت، بسيار خوشحال بود.

دومين نفر كه بيل[۳] نام داشت، پس از امضاي قرارداد براي مدتي ناپديد شد. او ماه­ها ديده نمي­شد و اين مسأله اد را بسيار خوشحال مي­كرد، چرا كه رقيبي نداشت و همه پول­ها به خودش مي­رسيد.

بيل به جاي اين كه براي رقابت با اد دو سطل بخرد، يك طرح كاري پيروزمندانه آماده كرد و شركتي را راه­اندازي نمود. سپس چهار سرمايه­گذار پيدا كرد، مديري را براي اداره كارها به خدمت گرفت و شش ماه بعد با يك تيم مجهز تأسيساتي به دهكده بازگشت. طي يك سال، تيم او موفق به ساخت يك لوله استيل ضد زنگ شد كه دهكده را به درياچه مرتبط مي­كرد.

بيل در مراسم بزرگ افتتاحيه طرح خود اعلام كرد كه آب او تميزتر از آب اد است. او مي­دانست كه شكاياتي درخصوص آلوده بودن آب اد وجود دارد. همچنين اعلام كرد كه مي­تواند آب دهكده را به صورت ۲۴ ساعته در هفت روز هفته تأمين كند. در حالیکه اد فقط در روزهاي کاری مي­توانست آب را به دهكده منتقل كند و در تعطيلات آخر هفته كار نمي­كرد. بيل همچنين اعلام كرد كه اين منبع آب با كيفيت و قابل اطمينان را با قيمتي كه ۷۵ درصد كمتر از بهاي كنوني آن است، در اختيار مردم قرار خواهد داد. ساكنان دهكده فرياد شادي سر دادند و بلافاصله به سمت شيرهاي آب بيل هجوم بردند.

اد به منظور رقابت بیشتر بلافاصله قیمتش را ۷۵% پایین اورد و دو سطل دیگر خرید، درپوشی را برای سطل­های خود تهیه کرد و در هر بار رفت و امد چهار سطل آب را به دهکده انتقال داد.

و روی سطل­ها را درپوش چسباند تا آلوده نشوند. ۴ سطل آب حمل کرد. او همچنین به منظور سرویس­دهی بهتر دو پسر خود را نیز استخدام کرد تا شیفت شب و روزهای تعطیل به او کمک کنند. وقتي پسران او به دانشگاه مي­ رفتند، به آن­هامی­گفت:”سريع­تر برگرديد، چون در آینده اين كسب و كار متعلق به شما خواهد بود.”

بنا به دلايلي پسران او پس از دانشگاه هرگز به دهكده برنگشتند. سرانجام او ناچار به استخدام چند كارمند شد، اما با اتحاديه كارگران مشكل پيدا كرد. اتحاديه خواستار دستمزدهاي بالاتر و مزاياي بهتر بود و مي خواست كه اعضا در هر رفت و آمد فقط يك سطل را حمل كنند.

از سوي ديگر، بيل متوجه شد كه اگر اين دهكده به آب نياز دارد، پس ساير دهكده­ها نيز حتماً به آب نياز خواهند داشت. او طرح تجاري خود را بازنويسي كرد و سيستم انتقال آب پرسرعت، پرحجم، كم هزينه، بهداشتي خود را به دهكده­هايي در سراسر دنيا توسعه داد. بيل بابت انتقال هر سطل آب فقط يك پني دريافت مي­كرد، اما هر روز ميليون­ها سطل آب را انتقال مي­داد. صرف نظر از اين كه او شخصاً كار مي­كرد يا خير، ميليون­ها نفر از سيستم­هاي انتقال آب او استفاده مي­كردند و تمام پول­ها به حساب بانكي او واريز مي‌شد. بيل با احداث لوله­هاي آب خود، نه تنها آب را به دهكده­ها انتقال مي­داد، بلكه پول را نيز روانه حساب شخصي خود مي­كرد.

بيل تا ابد با خوبي و خوشي زندگي كرد، ولي اد باقي عمر خود را با كار سخت گذراند و براي هميشه با مشكلات مالي درگير بود.(داستان همين جا به پايان مي­رسد)

رابرت کیوساکی می­گوید: داستان بيل و اد، سال­ها راهنماي زندگي من بود. اين داستان به من در فرآيندهاي مختلف تصميم­گيري در زندگي كمك كرد.

این داستان می­تواند راهنمای زندگی همه ما باشد. باید دائما از خود بپرسیم:

“آيا من يك لوله ضد زنگ ساخته­ام يا سطل هاي آب را حمل كرده ام؟”

“آيا سخت كار كرده ام يا با هوشمندي عمل كرده ام؟”

اندیشیدن مداوم درباره پرسش­های فوق و پاسخ دادن به آن­ها می­تواند راه استقلال مالی را به ما نشان دهد. فارغ از آنکه هم اکنون در په وضعیت مالی قرار داریم برای رسیدن به ثروت و درآمد پایدار لازم است تغییراتی در خود، گاه در شیوه نگرش به پول، درآمد و کار و گاه در رفتارهای اقتصادی مان، ایجاد کنیم. مجموع این نگرش­ها و رفتارها، هوش مالی ما و در نتیجه، وضعیت اقتصادی مان را می‌سازند.

سوال مهم اين است كه چگونه مي­توان به يك فرد متعلق به گروه مالكيت كسب و كار و سرمايه­گذاري تبديل شد. اين كتاب مخصوص كساني است كه از حمل كردن سطل­هاي آب خسته شده­اند و آماده ساخت لوله­هايي هستند كه از طريق آن پول را به داخل جيب هاي خود سرازير كنند، نه خارج از آن.

باید یه مطلب تکمیلی بعدش بیاد…

از این داستان می توان این نتیجه را برداشت کرد که لازم نیست ما به فکر این باشیم که از همان شروع کسب و کار به درآمد زیادی برسیم بلکه باید این اصل را بدانیم که برای رسیدن به موفقیت هزینه کرد.

میتوان با اهداف بلند مدت و هوشمندی به درآمد پایدار دست پیدا کرد.

انسان ها یا برای خود هدف دارند یا اگر هدف نداشته باشند باید برای اهداف دیگران تلاش کنند.

. برگرفته از کتاب چهار راه پول‌سازی نوشته رابرت کیوساکی

 

 

 

. برگرفته از کتاب چهار راه پول‌سازی نوشته رابرت کیوساکی

 

طراحی سایت و بهینه سازی توسط dobal Logo
avanco.ir © 2016
})