شکست و موفقیت مفاهیمی هستن که با هم عجین شده اند مسائل و چالش هایی که هر روزه با آنها سروکار داریم هدفی را انتخاب می کنیم و اهدافی را انتخاب می کنیم به امید اینکه مسیر موفقیت را طی کنیم.
اما اگر بعد از انتخاب هدف به موفقیت نرسیدیم و شکست خوردیم چه باید کرد ؟
نظر شما در مورد شکست چیست؟
در ادامه می خواهیم در مورد زمان هایی صحبت کنیم که با ناکامی مواجه می شویم به حس و حالی که در زمان شکست داریم.
زمان هایی که تیر به خطا می رود و آنچه که انتظارش را داریم محقق نمی شود اما افراد چه واکنش های در مقابل شکست و ناکامی دارند الگوهای رفتاری و ذهنی افراد موفق و ناموفق در این مواقع چگونه است.

انسان ها در تمامی لحظات در حال انتخاب و تصمیم گیری است و گاهی اوقات باید بین راههای متفاوتی که در مقابلش قرار گرفته انتخاب کند گاهی اوقات تصمیم گیری و انتخاب سخت ترین کار دنیاست راه گریزی هم نداریم بنابراین می توان با آموزش و افزایش دامنه مهارت های فردی تصمیم های عاقلانه و درستی گرفت اما هر تصمیمی فارغ از عاقلانه بودن و یا نبودن آن ممکن است به شکست منتهی شود پس بهتر است رفتارهای درست را که باید در مواقع شکست از خود بروز دهیم بشناسیم و در مواقع لازم از آنها بهره ببریم.
1) حرف زدن با خود : یکی از مواردی است که باید در مواقع شکست به آن توجه نماییم و جملات مناسب به خودمان بگوییم اینکه نگرش مان به موضوع چه بوده؟ آیا به دید یک درس و تجربه به آن نگاه کرده ایم ؟ چه کسی را مسئول این اتفاق می دانیم خودمان یا دیگران؟
در لحظات شکست چه جملات و واژگانی را به کار می بریم؟ این جملات و واژگان چه کمکی به من می کنند؟ من که شکست خورده ام آیا باید خودم را فریب بدهم و تظاهر کنم که شکست نخورده ام؟
چه فرقی دارد که من به خودم بگویم شکست خورده ام یا درس گرفته ام؟
مساله ای که در این میان وجود دارد این است که اگر به خود بگویید شکست خورده ام به احتمال زیاد ناامید خواهید شد و کار را رها خواهید کرد اما اگر با دیدگاه درس گرفتن به موضوع نگاه کنید به راهتان ادامه خواهید داد تا به هدف خود برسید.
مورد اول به این موضوع اشاره دارد که چیزی را از دست داده ام و دیگر آن را ندارم و مورد دوم می گوید که چه مهارت ها و دانشی به شما اضافه شده است.
افراد موفق در دایره واژگان خود مفهومی به نام "شکست" ندارند بلکه بر این اعتقاد دارند که یا پیروز می شوند و موفقیت را در آغوش می کشند و یا درس و تجربه ای جدید می آموزند و برای خود یک بازی برد-برد تعریف می کنند.
از این لحظه به بعد تصمیم گیری با شماست که مواقع مواجهه با موفقیت ها و شکست ها چه کلامی را به کار ببرید هیچ گاه از معجزه کلمات غافل نشوید و از کلمات مثبت انرژی بگیرید و گام های خود را استوارتر بردارید.
 اما واژه شکست واژه ای که باید دید دیگران آن را چگونه تعریف و تعبیر می کنند.
دو دیدگاه غالب را می توان برای این حالت متصور شد.
دیدگاه اول : شکست را در مقابل پیروزی قرار دهیم و آنها را کلماتی متضاد بدانیم به این مفهوم که اگر موفق نشوم حتما شکست خورده ام و اگر شکست بخورم دیگر موفقیتی در کار نیست.
دیدگاه دوم: اینکه مسیر زندگی با موفقیت و شکست ها آمیخته شده است و باید از تک تک آنها درس بگیریم و به نفع خودمان از آنها استفاده کنیم.
تعریف شما از شکست چیست؟ و به نظر شما کدام تعریف درست است؟
آیا به شکست و موفقیت به عنوان یک مقصد نگاه می کنید یا مسیری را در زندگی می بینید که ممکن است شکست ها و موفقیت هایی در آن مسیر وجود داشته باشد
روزی از شخصی سوال کردم که آیا در زندگی شکست خورده‌ای؟ این شخص با غرور و افتخار گفت: نه ، من هرگز شکست نخورده‌ام. و بعد سوال کردم که آیا موفقیت چشمگیری هم داشته‌ای؟ به نظر شما جواب چه بود؟ شاید درست حدس زده باشید. جواب بازهم منفی بود و این بار همراه سر به زیری پاسخ داد.
شکست و موفقیت همیشه در کنار ما بوده اند آدم هایی که موفق هستند حتما در طول زندگی شکست هایی هم داشته اند و همیشه سعی کرده اند از آنها یاد بگیرند و در مجموع افراد موفقی باشند.
اما شکست همواره فرصت هایی را هم در پی دارد فرصت یاد گرفتن فرصت تکرار نکردن اشتباهات و خطاهای گذشته و فرصت تجربه اندوزی و گاهی اوقا از شکست ها می شود حتی بیشتر از موفقیت ها آموخت.
سرداری در جنگ شکست می‌خورد و لشکرش پراکنده می‌شود و زخمی و درمانده فرار می‌کند. در کنار دیواری پناه گرفته بود. مورچه‌ای را می‌بیند دانه‌ای را گرفته و بالا می‌کشد.
تا هفتاد بار دانه از دهان مورچه می‌افتد و باز مورچه دانه را برمی‌دارد و بالا می‌کشد. تا دفته هفتادم موفق می‌شود.
سردار به خود می‌گوید که من از مورچه‌ای کمترم که هفتاد بار تلاش کرد و در آخر موفق شد؟
چه بسا در تاریخ داستان هایی داریم که بزرگان زیادی پس از تحمل شکست ها به موفقیت رسیده اند.
از این درس‌ها در تاریخ زیاد داریم که بزرگان از شکست و ناکامی درس‌هایی گرفته‌اند و باعث پیروزی‌های بعدی‌شان شده است.
با سوالات زیر می‌توان از شکست و تجربه ناموفق درس‌ها را استخراج کرد.
از شکست چه درسی می‌گیرید؟
چه کاری را درست انجام ندادم؟
چه کاری نیاز به اصلاح و بهبود دارد؟
کنجکاو باشید و با پرسیدن سوالات درست و مناسب، گوهر و دُر ناب پنهان شده در شکست را استخراج کنید.
برخی اوقات گوهر در میان چیزهای ناخوشایند و زشت پنهان است و لازم است با کمی بردباری و تحمل به آن دست پیدا کنیم.
1.    خودم را می‌شناسم؟
بارها به تجربه دیده‌ام که در لحظات سخت و دشوار مواردی را کشف کرده‌ام که تا قبل از آن اصلا به دنبال آن نبوده‌ام.
در لحظات دشوار به راحتی می‌توان به توانایی‌هایی پی برد که قبلا هم بوده‌اند اما لازم نبوده است که از آنها استفاده کنیم.
آن لحظه‌هایی را بخاطر بیاورید که کارهای خارق‌العاده‌ای انجام داده‌اید. کارهایی که در حالت عادی و معمولی حتی فکرش را هم نمی‌کردید.
آدم‌های بزرگ می‌دانند که شکست مثل زمانی است که سنگی در حال تراش خوردن است. اگر صبر داشته باشند و از توانایی‌های خود استفاده کنند، گوهری ناب و زیبا از کار در می‌آیند.
2.    یک قدم بردار
وقتی شکست خوردید و یاس و ناامیدی به سراغ شما آمد، دست به کار شوید و کاری انجام دهید.
بعضی‌ها در این لحظات می‌گویند که حال ندارند تا کاری کنند. روح و جسم‌شان را خسته می‌دانند و اصطلاحا حالِ هیچ کاری و هیچ کسی را ندارند.
اجازه بدهید مثالی بزنم. در هر حالتی هستید تغییر فیزیکی دهید. مثلا اگر نشسته‌اید، بلند شوید. یا اگر ایستاده‌اید به پیاده روی بپردازید. چند دقیقه حالت فیزیکی بدن خود را تغییر دهید.
اگر بتوانید فعالیتی کنید که ضربان قلب‌تان بالا برود، بسیار عالی‌ست.
حالا به من بگویید که نسبت به قبل از این تمرین چه احساسی دارید؟
اگر این تمرین را انجام داده باشید حال و هوای شما به شدت تغییر کرده است.
این قدرت اقدام کردن است. به همین دلیل از شما می‌خواهم که در زمان شکست و ناکامی اقدامی انجام دهید.
این  نکات را در زمان شکست به کار ببرید و دفعه بعد اگر با شکست هم مواجه شدید انجام دهید و نتایج فوق العاده این موارد را درک کنید.
زندگی تون پر از شادی و موفقیت باشد.
علی اکبر داوری نویسنده کتاب بدهکار باش